باشگاه خبرنگاران جوان - اتفاقاتی میافتند و پس از رخدادن آنها، مردم و بهویژه مخاطبان محصولات فرهنگی و هنری یادشان میافتد که این اتفاق در فلان فیلم یا فلان کتاب که در گذشته تولید شده است، پیشبینی شده بود یا دستکم قرابتی میان این اتفاق و آن فیلم یا کتاب برقرار میکنند. هرچند نسبت آنچنانی میان این دو وجود نداشته باشد ولی این ویژگی ناخودآگاه ذهن است که گذشته را به بهانه حوادث بازخوانی میکند. جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل علیه ایران، از جمله حوادثی بود که بسیاری از گزارهها و رویدادها در گذشته را فراخوان کرد و به امروز آورد. چه کسی فکر میکرد، «به لاله در خون خفته» نزدیک به نیمقرن پس از تولید و با عاملیت جامعه، پس از این جنگ دوباره به تجمعات بازگردد و به موتیف تینایجرها (همخوانی پرتکرار شونده نوجوانان) تبدیل شود یا برای اولینبار در روز خلیجفارس، همه داستان ماجرای آزادسازی هرمز به دست امامقلی خان صفوی را بشنوند یا عاشورا، اینقدر زنده در میادین بازنمایی پیدا کند!
شاید، تاریخ هیچوقت بهاندازه امروز و برای امروز، فراخوان نشده و شاید هیچگاه بهاندازه امروز، ارجاع تاریخی تبدیل به عادت گویندگان نشده است. خود این «تاریخ داشتن»، بهخوبی میتواند «حوصله» ایرانیان و صبر راهبردیشان را در حوادث توضیح دهد. بهتازگی گفتاری دیدهنشده از حاجقاسم منتشر شده و این یادداشت بینسبت با آن گفتار نیست. آن گفتار که اردیبهشت ۹۸ ایراد شده، نمونه روشنی از همین فراخوان تاریخی است که نوشتم. آنجا حاجقاسم، بیکموکاست، همه آنچه را در جریان جنگ فعلی رخ میدهد توضیح میدهد؛ توضیحی که نمیتوان نام پیشبینی روی آن گذاشت. آن توضیح، بهگونهای است که گویی جنگ در همان ایام نیز در جریان بوده که همینطور بوده است.
اگر برای هر نظام سیاسی فرضی یک کارویژه تعریف کنیم و قائل باشیم که آن نظام سیاسی باید انرژی و بنیه لازم برای آن کارویژه را در خود ایجاد کند تا در لحظه افتتاح و بهرهبرداری، همهچیز خیلی دقیق و برنامهریزیشده، ظهور و بروز پیدا کند و اگر بپذیریم ایران ما، فارغ از اینکه چه نظام سیاسی در آن وجود دارد، همیشه مورد طمع و جنگ و کین دشمنان بوده است، این واقعیت را بهتر درک خواهیم کرد که آمادگی برای مقابله با دشمنان، باید کارویژه اصلی حکمرانان در ایران باشد. واقعیت تاریخی به ما میگوید عدم آمادگی و تسلیم، هر بار بخشی از خاک ایران را از آن جدا کرده و برای دههها توسعه و پیشرفت ایران را به عقب انداخته است.
جمهوری اسلامی پس از رشادت جانانه در دوران سخت دفاع مقدس ۸ساله که با دستخالی در برابر دو ابرقدرت غرب و شرق، (بلوک آمریکا و شوروی) ایستادگی کرد، پس از جنگ بهخوبی دریافت که باید همیشه برای جنگیدن آماده باشد. این کارویژه، مردانی میخواست که در قواره یک ملت، کارآزموده و پخته باشند؛ مردانی که جزئیات اتاق عملیات را بیش از خانه خویش میشناسند. مردانی که همه عمرشان را مصروف این کارویژه کنند و به نقطهای برسند که مانند قاسم سلیمانی بگویند: «هیچ شبی نیست که ما بخوابیم و به شما فکر نکنیم.»
جنگ چندم خلیج فارس، از جنس همان کارویژههاست که میشود همه استراتژیهای کلان جمهوری اسلامی در این ۴۷سال را در قالب آن دید. حالا برای کسی که در برلین بنزین میزند یا آن دیگری که در پاریس دستمالکاغذی میخرد یا کشاورزی که در تگزاس به دنبال کود شیمیایی ارزان میگردد یا آن ژاپنی که مجبور است برق کمتری مصرف کند، اهمیت جایی که تا پیش از جنگ نامش را هم نشنیده بود، بیشتر میفهمد؛ تنگه هرمز! اگر امروز رهبری جمهوری اسلامی بااقتدار، از مدیریت تنگه هرمز به دست صاحبان همیشگیاش یعنی ایرانیان سخن میگوید و این را همه دنیا با گوشهای تیز میشنوند، محصول حکمت، دوراندیشی و اراده رهبر شهید و شبنخوابیدنهایی است که اهمیت آن نه برای عموم مردم بلکه برای مخاطبان حزباللهیتر نیز ناشنیده و ناخوانده باقی مانده است.
گفتار تازه منتشرهشده از حاجقاسم سلیمانی پیرامون جنگ با آمریکا، نامتقارن بودنش، منطقهای بودنش، فرصتها و نتایجش، قیمت نفت، اهمیت تنگه هرمز و نهایتاً پیروزی قطعی ایران با نصرت الهی و همه آنچه در حال رخدادن است، پردهای کوتاه از تدبیر و حوصله و صبر راهبردی جمهوری اسلامی است که بهدرستی برای امروز فراخوان شده است. انگار خامنهای شهید یکبار همه آنچه را میگذرد از میان انگشتانش به سربازان رشیدش نشان داده باشد.
منبع: فرهیختگان
🇮🇷 🇮🇷 🇮🇷
ای شهید هیچکس نمیدانست تو چکار کردی تا این جنگ شد